تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٦
آخرت است، لذا در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: هنگامى كه حضرت ذهب و فضه (طلا و نقره) را لعن و نفرين فرمود: يكى از ياران تعجب كرد و در اين باره سؤال نمود، امام عليه السلام فرمود: لَيْسَ حَيْثُ تَذْهَبُ إِلَيْهِ إِنَّمَا الذَّهَبُ الَّذِي ذَهَبَ بِالدِّينِ وَ الْفِضَّةُ الَّذِي أَفاضَ الْكُفْرَ:
«آن طور كه تو فهميدهاى نيست، منظور از ذهب چيزى است كه دين را از بين برد و منظور از فضه چيزى است كه سرچشمه كفر و بى ايمانى مىشود». «١»
در حديث ديگرى، از امام اميرمؤمنان عليه السلام مىخوانيم: السُّكْرُ أَرْبَعُ سُكْراتٍ:
سُكْرُ الشَّرابِ، وَ سُكْرُ الْمالِ، وَ سُكْرُ النَّوْمِ، وَ سُكْرُ الْمُلْكِ:
«مستى چهار گونه است: مستى شراب، مستى مال، مستى خواب و مستى قدرت»!. «٢»
در حديث ديگرى آمده: مردى خدمت امام صادق صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد:
پدر و مادرم به فدايت باد، مرا موعظهاى كن، فرمود: انْ كانَ الْحَسَناتُ حَقّاً فَالْجَمْعُ لِما ذا؟ وَ انْ كانَ الْخَلَفُ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ حَقّاً فَالْبُخْلُ لِما ذا؟!:
«اگر حسنات حق است و به آن ايمان داريم، جمع مال براى چيست؟ (چرا در راه خدا انفاق نكنيم) و اگر پاداش و جبران الهى حق است، بخل براى چيست»؟. «٣»
بسيارى هستند تا پايان عمر به جمع آورى مال مشغولند، و سرانجام براى ديگران وامىگذارند، حسابش را آنها بايد بدهند و بهرهاش نصيب ديگران است، لذا در حديثى مىخوانيم: از اميرمؤمنان على عليه السلام سؤال كردند: مَنْ أَعْظَمُ النَّاسِ حَسْرَةً؟: «چه كسى حسرتش از همه بيشتر است»؟!