تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٨
اين است كه، آنها آنچه براى خدا است به نيت خلق به جا مىآورند، و آنچه براى خلق است، از آنها دريغ مىدارند، و به اين ترتيب، هيچ حقى را به حق دارش نمىرسانند.
اين سخن را با حديثى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله پايان مىدهيم، فرمود: مَنْ مَنَعَ الْماعُونَ جارَهُ مَنَعَهُ اللَّهُ خَيْرَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ، وَ وَكَّلَهُ إِلى نَفْسِهِ، وَ مَنْ وَكَّلَهُ إِلى نَفْسِهِ فَما أَسْوَأَ حالُهُ؟!: «كسى كه وسائل ضرورى و كوچك را از همسايهاش دريغ دارد، خداوند او را از خير خود، در قيامت منع مىكند، و او را به حال خود وامىگذارد، و هر كسى خدا او را به خود واگذارد، چه بد حالى دارد»؟. «١»
***
نكتهها:
١- جمعبندى بحثهاى سوره ماعون
در اين سوره كوتاه، مجموعهاى از صفات رذيله كه در هر كس باشد نشانه بى ايمانى و پستى و حقارت او است آمده، و قابل توجه اين كه: همه آنها را فرع بر تكذيب دين، يعنى جزا يا روز جزا قرار داده است.
تحقير يتيمان، ترك اطعام گرسنگان، غفلت از نماز، رياكارى، و عدم همكارى با مردم، حتى در دادن وسائل كوچك زندگى، اين مجموعه را تشكيل مىدهد، و به اين ترتيب، افراد بخيل و خودخواه، و متظاهرى را منعكس مىكند كه نه پيوندى با «خلق» دارند، و نه رابطهاى با «خالق»، افرادى كه نور ايمان و احساس مسئوليت در وجودشان نيست، نه به پاداش الهى مىانديشند و نه از عذاب او بيمناكند.
***