تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٧
دادهاند: از «عُدّه» (بر وزن غده) به معنى آماده كردن اين اموال و ذخيره نمودن براى مشكلات و روز مبادا است.
بعضى نيز، آن را به امساك و نگهدارى تفسير نمودهاند.
ولى معنى اول از همه ظاهرتر است.
به هر حال، آيه ناظر به ثروتاندوزانى است كه مال را نه به عنوان يك وسيله، بلكه به عنوان يك هدف مىنگرند، و در جمعآورى آن هيچ قيد و شرطى قائل نيستند، از حلال و حرام و تجاوز بر حقوق ديگران، از طريق شرافتمندانه و يا طرق پست و رذيلانه آن را جمعآورى مىكنند، و آن را تنها نشانه عظمت و شخصيت مىدانند.
آنها، مال را براى رفع نيازهاى زندگى نمىخواهند، و به همين دليل، هر قدر بر اموالشان افزوده شود، حرصشان بيشتر مىگردد، و گرنه مال در حدود معقول و از طرق مشروع، نه تنها مذموم نيست، بلكه در قرآن مجيد، گاهى از آن به عنوان «فضل اللَّه» تعبير شده، آنجا كه مىفرمايد: «وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ» «١»
و در جاى ديگر از آن تعبير به خير مىكند: كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ: «بر شما مقرر شده كه وقتى مرگ يكى از شما فرا رسد اگر خيرى از خود به يادگار گذارده وصيت كند». «٢»
چنين مالى مسلماً نه مايه طغيان است، نه وسيله تفاخر، نه بهانه استهزاى ديگران، اما مالى كه معبود است و هدف نهائى است، و صاحبان آن را همچون «قارون» دعوت به طغيان مىكند، ننگ است و ذلت، مصيبت است و نكبت، و مايه دورى از خدا و خلود در آتش دوزخ است.
***