تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨
***
از آن پس، در هشتمين و نهمين سوگند، سخن از «زمين» و «خالق زمين» به ميان آورده، مىفرمايد: «قسم به زمين و آن كس كه زمين را گسترانيده است» «وَ الأَرْضِ وَ ما طَحاها».
زمين، كه گاهواره زندگى انسان و تمام موجودات زنده است.
زمين، با تمام شگفتىها، كوهها، درياها، درهها، جنگلها، چشمهها و رودخانهها، معادن و منابع گرانبهايش، كه هر كدام به تنهائى آيتى است از آيات حق و نشانهاى است از نشانههاى او.
و از آن برتر و بالاتر خالق اين زمين و كسى كه آن را گسترانيده است.
«طَحاها» از ماده «طحو» (بر وزن سهو) هم به معنى انبساط و گستردگى آمده است، و هم به معنى «راندن، دور كردن و از ميان بردن»، و در اينجا به معنى گستردن است؛ چرا كه:
اولًا- زمين در آغاز در زير آب غرق بود، تدريجاً آبها در گودالهاى زمين قرار گرفت، خشكىها سر بر آورد و گسترده شد، كه از آن تعبير به «دحو الارض» نيز مىشود.
ثانياً- زمين در آغاز به صورت پستىها و بلندىها با شيبهاى تند و غير قابل سكونتى بود، بارانهاى سيلابى مداوم باريدند، ارتفاعات زمين را شستند، در درهها گستردند، و تدريجاً زمينهاى مسطح و قابل استفاده براى زندگى انسان و كشت و زرع به وجود آمد.
بعضى از مفسران معتقدند: در اين تعبير، يك اشاره اجمالى به حركت زمين نيز وجود دارد؛ چرا كه يكى از معانى «طحو» همان راندن است، كه مىتواند اشاره به حركت انتقالى زمين به دور آفتاب، و يا حتى حركت وضعى آن به دور