تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٤
اما، اين تفسير بعيد به نظر مىرسد، و شايد به همين دليل «فخر رازى» در تفسير خود، آيه نخست را از پيچيدهترين آيات قرآن مىشمرد، كه در تضاد با آيات بعد است، و بعد براى حل مشكل، طرقى ذكر مىكند كه بهترين آن همان است كه در بالا آورديم.
در اينجا تفسير سومى نيز وجود دارد و آن اين كه: خداوند مشركان و اهل كتاب را به حال خود رها نمىكند، تا زمانى كه به آنان اتمام حجت نمايد، بينهاى بفرستد، و راه را به آنان نشان دهد، و لذا پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را براى هدايت آنها فرستاد.
در حقيقت، اين آيه اشاره به «قاعده لطف» در «علم كلام» است، كه خداوند براى هر قوم و ملتى دلائل روشن را براى اتمام حجت خواهد فرستاد. «١»
به هر حال، منظور از «بيّنه» در اينجا دليل روشن است، كه مصداق آن طبق آيه دوم، شخص «رسول اللَّه» است، در حالى كه قرآن مجيد را تلاوت مىفرمود.
«صُحُف» جمع «صحيفه» به معنى اوراقى است كه چيزى بر آن مىنويسند، و منظور از آن، در اينجا، محتواى اوراق است؛ زيرا مىدانيم پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله هرگز چيزى را از روى اوراق نمىخواند.
و منظور از «مُطَهَّرَه» پاك بودن آن از هر گونه شرك، كذب، دروغ و باطل است، و مطهّر از اين كه شياطينِ جنّ و انس در آن دخالت كنند.
همان گونه كه در آيه ٤٢ «فصلت» آمده است: لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِه: «هيچگونه باطلى نه از پيش رو، و نه از پشت سر، به سراغ آن