تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٦
ذات مقدس از اشياء مادى و لطيف ديگر را نفى مىكند.
چنان كه در همان نامهاى كه امام حسين عليه السلام در پاسخ اهل «بصره» در تفسير «صمد» مرقوم فرمود، جمله «لم يلد و لم يولد» چنين تفسير شده: «لَمْ يَلِدْ» يعنى چيزى از او خارج نشد، نه اشياء مادى مانند فرزند، و ساير اشيائى كه از مخلوق خارج مىشود (مانند شير از پستان مادر) و نه چيز لطيف، مانند نفس، و نه عوارض گوناگون، مانند خواب و خيال و اندوه و حزن و خوشحالى و خنده و گريه و خوف و رجاء و شوق و ملالت و گرسنگى و سيرى، خداوند برتر از اين است كه چيزى از او خارج شود.
و نيز «لَمْ يُولَدْ» يعنى: برتر از آن است كه او متولد از شىء مادى و لطيف گردد ... مانند خارج شدن موجود زندهاى از موجود ديگر، و گياه از زمين، و آب از چشمه، و ميوه از درختان، و خارج شدن اشياء لطيف از منابعش، مانند ديدن از چشم، و شنيدن از گوش، و استشمام از بينى، و چشيدن از دهان، و سخن از زبان، و معرفت و تشخيص از دل، و جرقه آتش از سنگ. «١»
مطابق اين حديث، «تولد» معنى گستردهاى دارد كه هر گونه خروج و نتيجهگيرى چيزى از چيزى را شامل مىشود، و اين در حقيقت معنى دوم آيه است و معنى اول و ظاهر آن همان بود كه در آغاز گفته شد، به علاوه، معنى دوم با تحليل روى معنى اول، كاملًا قابل درك است؛ زيرا اگر خداوند فرزند ندارد، به دليل آن است كه: از عوارض ماده بر كنار مىباشد، همين معنى درباره ساير عوارض ماده صادق است (دقت كنيد).
***
و بالاخره، در آخرين آيه اين سوره، مطلب را درباره اوصاف خدا به مرحله