تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٤
اينها از ذات پاكش منتفى است». «١»
اين حديث به خوبى نشان مىدهد: «صمد» مفهوم بسيار جامع و وسيعى دارد، كه هر گونه صفات مخلوقات را از ساحت مقدسش نفى مىكند؛ چرا كه اسمهاى مشخص و محدود، و همچنين جسميت، رنگ، بو، مكان، سكون، حركت، كيفيت، حد، حدود و مانند اينها، همه از صفات ممكنات و مخلوقات است، بلكه غالباً اوصاف جهان ماده است، و مىدانيم: خداوند از همه اينها برتر و بالاتر است.
در اكتشافات اخير آمده است: تمام اشياء جهانِ ماده، از ذرات بسيار كوچكى به نام «اتم» تشكيل يافته، و «اتم» خود نيز مركب از دو قسمت عمده است: هسته مركزى، و الكترونهائى كه به دور آن در گردش است، و عجب اين كه: در ميان آن هسته و الكترونها، فاصله زيادى وجود دارد (البته زياد در مقايسه با حجم اتم) به طورى كه اگر اين فاصله برداشته شود، اجسام به قدرى كوچك مىشوند كه براى ما حيرتآور است.
مثلًا اگر فاصلههاى اتمى ذرات وجود يك انسان را بردارند و او را كاملًا فشرده كنند، ممكن است به صورت ذرهاى درآيد كه ديدنش با چشم مشكل باشد، ولى با اين حال، تمام وزن بدن يك انسان را دارا است (مثلًا همين ذره ناچيز، ٦٠ كيلو وزن دارد).
بعضى با استفاده از اين اكتشاف علمى و با توجه به اين كه يكى از معانى «صمد»، وجودى است كه تو خالى و اجوف نيست، چنين نتيجه گرفتهاند كه:
قرآن مىخواهد با اين تعبير، هر گونه جسمانيتى را از خدا نفى كند؛ چرا كه تمام اجسام از اتم تشكيل يافتهاند، و اتم تو خالى است، و به اين ترتيب آيه مىتواند