تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٩
اسبهائى ياد شده كه نخست با سرعت، نفسزنان به سوى ميدان جهاد پيش مىروند، و سپس سرعت آنها بيشتر مىشود، آن چنان كه از ضربات سُم آنها بر سنگها جرقههائى برمىخيزد و تاريكى شب را مىشكافد، و در مرحله بعد كه به نزديكى منطقه دشمن مىرسند، آنها را غافلگير ساخته، و هنگام روشن شدن هوا بر آنها هجوم مىبرند، آن چنان هجومى كه گرد و غبار را در فضا پراكنده مىكند و سرانجام به قلب جمعيت دشمن وارد شده، صفوف آنها را از هم متلاشى مىكنند.
سوگند به اين اسبهاى پر قدرت!
سوگند به اين سواران شجاع!
سوگند به نفسهاى مركبهاى مجاهدان!
سوگند به آن جرقههاى آتشين كه از سُم آنها برمىخيزد!
سوگند به آن هجوم غافلگيرانهشان!
سوگند به آن ذرات گرد و غبارى كه در فضا پخش مىكنند!.
و سرانجام سوگند به ورودشان در قلب صفوف دشمن و متلاشى كردن آنها و پيروزى درخشانشان!
گر چه تمام آنچه گفته شده، در معنى اين سوگندها نيامده، ولى در دلالت ضمنى كلام همه اينها جمع است.
و از اينجا روشن مىشود: جهاد آن چنان عظمتى دارد كه حتى نفسهاى اسبهاى مجاهدين شايسته سوگند است، همچنين جرقههاى ناشى از برخورد سمشان با سنگها، و همچنين گرد و غبارى كه در فضا پخش مىكنند، آرى، گرد و غبار صحنه جهاد هم، پر ارزش و با عظمت است.
بعضى گفتهاند: منظور از اين سوگندها احتمالًا، نفوسى است كه مىتوانند