تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٨
مىدانند، مىگويد: اين سخن درست نيست؛ زيرا محتواى آن دو با هم فرق دارد، سوره «و الضّحى» هنگامى نازل شد كه رسول خدا از ايذاء كفار ناراحت بود و در محنت و اندوه به سر مىبرد، در حالى كه دومى وقتى نازل شد كه پيغمبر خوشحال و شادمان بود، اين دو چگونه با هم جمع مىشوند؟. «١»
ولى، اين استدلال عجيبى است؛ چرا كه هر دو سوره سخن از زندگى گذشته پيغمبر مىگويد و اين در حالى بود كه بسيارى از مشكلات را پشت سر نهاده و قلب پاك او غرق اميد و سرور بوده است، هر دو سوره از مواهب الهى سخن مىگويد و گذشته سخت و پر محنت را يادآور مىشود، تا مايه تسلّى خاطر پيامبر صلى الله عليه و آله و اميدوارى بيشتر و كاملتر گردد.
به هر حال، پيوند نزديك محتواى اين دو سوره، چيزى نيست كه قابل شك و ترديد باشد، نظير همين معنى در سوره «فيل» و «قريش» نيز خواهد آمد (ان شاء اللَّه) در اين كه: اين سوره (أ لم نشرح) در «مكّه» نازل شده يا «مدينه»، از بيانات فوق روشن مىشود: در «مكّه» نازل شده است.
ولى با توجه آيه: وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَك: «ما نام تو را بلند كرديم»، بعضى معتقدند: در «مدينه» نازل شده است، در آن زمان كه آوازه اسلام و پيامبر همه جا را گرفته بود.
اما انصاف اين است كه: اين دليل قانع كننده نمىباشد؛ زيرا پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله با تمام مشكلاتى كه در «مكّه» داشت، بلند آوازه و در تمام محافل سخن از قيام، رسالت و دعوت او بود و به وسيله اجتماع سالانه «حجّ»، اين آوازه به ساير مناطق «حجاز»، مخصوصاً «مدينه» رسيده بود.
***