تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٧
آن بر دشمنان پيروز شوم، گفت: بگو: «يا هُو، يا مَنْ لا هُو الَّا هُو»، هنگامى كه صبح شد، جريان را خدمت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله عرض كردم، فرمود: يا عَلِى! عُلِّمْتَ الاسْمَ الأَعْظَمَ: «اى على عليه السلام! اسم اعظم به تو تعليم شده، سپس اين جمله ورد زبان من در جنگ بدر بود ...». «١»
«عمار ياسر» هنگامى كه شنيد حضرت اميرمؤمنان عليه السلام اين ذكر را روز «صفين» به هنگام پيكار مىخواند، عرض كرد: اين كنايات چيست؟ فرمود: «اسم اعظم خدا و ستون توحيد است»!. «٢»
***
نكتهها:
١- «اللَّه»
«اللَّه» اسم خاص براى خداوند است، و مفهوم سخن امام عليه السلام اين است كه، در همين يك كلمه، به تمام صفات جلال و جمال او اشاره شده است، و به همين جهت، آن اسم اعظم الهى ناميده شده.
اين نام، جز بر خدا اطلاق نمىشود، در حالى كه نامهاى ديگر خداوند معمولًا اشاره به يكى از صفات جمال و جلال او است، مانند: عالم و خالق و رازق و غالباً به غير او نيز اطلاق مىشود (مانند رحيم و كريم و عالم و قادر و ...).
با اين حال، ريشه آن معنى وصفى دارد، و در اصل، مشتق از «وَلَهْ» به معنى «تحير» است؛ چرا كه عقلها در ذات پاك او حيران است، چنان كه در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام آمده است: اللَّهُ مَعْناهُ الْمَعْبُودُ الَّذِي يَأْلَهُ فِيهِ الْخَلْقُ، وَ يُؤْلَهُ إِلَيْهِ، وَ اللَّهُ هُوَ الْمَسْتُورُ عَنْ دَرْكِ الأَبْصَارِ، الْمَحْجُوبُ عَنِ الأَوْهَامِ وَ الْخَطَراتِ:
«اللَّه مفهومش، معبودى است كه خلق در او حيرانند و به او عشق مىورزند،