تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٧
قرآن»، دوازده معنى و مورد استعمال براى اين كلمه در قرآن مجيد ذكر شده است، مانند: خدا، قرآن، اسلام، توحيد، عدل، صدق، آشكار بودن، واجب بودن و مانند اينها، ولى همه آنها به ريشهاى كه در بالا گفتيم، باز مىگردد.
به هر حال، جمله «تَواصَوا بِالْحَقِّ» معنى بسيار وسيعى دارد كه هم «امر به معروف و نهى از منكر» را شامل مىشود، و هم «تعليم و ارشاد جاهل» و «تنبيه غافل» و «تشويق» و «تبليغِ» ايمان و عمل صالح را.
بديهى است، كسانى كه يكديگر را به حق سفارش مىكنند، خود بايد طرفدار حق و عامل به آن باشند.
در اصل چهارم، مسأله شكيبائى و «صبر» و استقامت و سفارش كردن يكديگر به آن مطرح است؛ چرا كه بعد از مسأله شناخت و آگاهى، هر كس در مسير عمل در هر گام با موانعى روبرو است، اگر استقامت و صبر نداشته باشد، هرگز نمىتواند احقاق حق كند، و عمل صالحى انجام دهد و يا ايمان خود را حفظ كند.
آرى، احقاق حق، و اجراى حق، و اداى حق در جامعه، جز با يك حركت و تصميمگيرى عمومى و استقامت و ايستادگى در برابر موانع ممكن نيست.
«صبر» در اينجا نيز معنى وسيع و گستردهاى دارد، كه هم صبر بر اطاعت را شامل مىشود، هم صبر در برابر انگيزههاى معصيت، و هم صبر در برابر مصائب و حوادث ناگوار، و از دست دادن نيروها و سرمايهها و ثمرات. «١»
با توجه به آنچه در بالا در مورد اين اصول چهارگانه كه به حق، جامعترين برنامه حيات و سعادت انسانها است، گفته شد، روشن مىشود: چرا در