تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣١
تقصيرهاى بندگان است.
اين پيروزى بزرگ، سبب شد كه افكار شركآلود زدوده شود، كمال و جمال خداوند ظاهرتر گردد، و گمكردهراهان به سوى حق بازگردند.
اين فتح عظيم، سبب شد كه افراد گمان نكنند خداوند يارانش را تنها مىگذارد (پاكى از اين نقص) و نيز بدانند: خداوند بر انجام وعدههايش توانا است (موصوف بودن به اين كمال) و نيز بندگان به نقص خود در برابر عظمت او اعتراف كنند.
به علاوه، ممكن است به هنگام پيروزى، واكنشهاى نامطلوبى در انسان پيدا شود و گرفتار «غرور و خود برتربينى» گردد، و يا در برابر دشمن دست به «انتقامجوئى و تصفيه حساب شخصى» زند، اين سه دستور به او تعليم مىدهد: در لحظه حساس پيروزى به ياد صفات جلال و جمال خدا بيفتد، همه چيز را از او بداند، و در مقام استغفار برآيد، تا هم غرور و غفلت او زايل گردد، و هم از انتقامجوئى بر كنار ماند.
***
٥- مسلّم است پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله همچون همه انبياء «معصوم» بود، پس دستور به استغفار براى چيست؟
در پاسخ اين سؤال بايد گفت: اين سرمشقى است براى همه امت، زيرا:
اولًا- در طول اين مبارزه طولانى كه سالهاى زيادى به طول انجاميد (حدود بيست سال) و مسلمانان روزهاى بسيار سخت و دردناكى را طى كردند، گاهى آن چنان حوادث پيچيده مىشد كه جانها به لب مىرسيد، و در افكار بعضى گمانهاى بدى در مورد وعدههاى الهى پيدا مىشد، همان گونه كه قرآن در مورد جنگ «احزاب» مىفرمايد: وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا: «و