تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٥
مزاحمى هنگامى كه وارد مىشود» «وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ».
«غاسِق» از ماده «غَسَق» (بر وزن شفق) به گفته «راغب» در «مفردات»: به معنى شدت ظلمت شب است، كه در همان نيمه شب حاصل مىشود، و لذا قرآن مجيد به هنگام اشاره به پايان وقت نماز مغرب مىفرمايد: «إِلى غَسَقِ اللَّيْل». «١»
و اين كه در بعضى از كتب لغت «غسق» به معنى تاريكى آغاز شب تفسير شده، بعيد به نظر مىرسد، به خصوص اين كه: ريشه اصلى اين لغت به معنى امتلاء (پر شدن) و سيلان است، و مسلماً تاريكى شب هنگامى پر و لبريز مىشود كه به نيمه رسد، يكى از مفاهيمى كه لازمه اين معنى است، هجوم و حملهور گشتن است، لذا در اين معنى نيز استعمال شده.
بنابراين، معنى «غاسق» در آيه مورد بحث، يا «فرد مهاجم» است، يا هر «موجود شرور» كه از تاريكى شب براى حمله كردن استفاده مىكند، زيرا نه فقط حيوانات درنده و گزنده شب هنگام از لانهها بيرون مىآيند و زيان مىرسانند، بلكه افراد شرور و ناپاك و پليد نيز، غالباً از تاريكى شب براى مقاصد سوء خود استفاده مىكنند.
«وَقَب» (بر وزن شفق) از ماده «وَقْب» (بر وزن نقب) به معنى حفره و گودال است، سپس فعل آن به معنى ورود در گودال به كار رفته، گوئى موجودات شرور و زيانآور از تاريكى شب استفاده كرده، و با ايجاد حفرههاى زيانبار، براى تحقق بخشيدن به مقاصد پليد خود، اقدام مىكنند، يا اين كه اين تعبير اشاره به «نفوذ كردن» است.
***
بعد از آن، مىافزايد: «و از شرّ آنها كه در گرهها مىدمند» «وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ