تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٦
لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّه لَهُمْ: «چه براى آنها استغفار كنى و چه نكنى، حتى اگر هفتاد بار براى آنها استغفار كنى خداوند آنها را هرگز نمىبخشد». «١»
شبيه همين معنى، درباره منافقانى كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله را استهزا مىكردند در سوره «منافقون»، آيه ٥ آمده است.
اصولًا، آبرو و حيثيت اشخاص از نظر اسلام بسيار محترم است، و هر كارى كه موجب تحقير مردم گردد، گناه بزرگى است، در حديثى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده است: أَذَلُّ النَّاسِ مَنْ أَهانَ النَّاسَ: «ذليلترين مردم كسى است كه به مردم توهين كند»!. «٢»- «٣»
***
سپس، به سرچشمه اين عمل زشت (عيبجوئى و استهزاء) كه غالباً از كبر و غرورِ ناشى از ثروت مايه مىگيرد، پرداخته، مىافزايد: «همان كسى كه مال را جمع آورى و شماره كرده بى آن كه حساب مشروع و نامشروع آن را بنمايد» «الَّذي جَمَعَ مالًا وَ عَدَّدَهُ».
آن قدر به مال و ثروت علاقه دارد، كه پيوسته آنها را مىشمرد، و از برق درهم و دينار، و پولهاى ديگر، لذت مىبرد و شادى مىكند.
هر درهم و دينارى براى او بتى است، نه تنها شخصيت خويش كه تمام شخصيتها را در آن خلاصه مىبيند، و طبيعى است چنين انسان گمراه و ابلهى، مؤمنان فقير را پيوسته به باد سخريه بگيرد.
«عَدَّدَه» در اصل، از ماده «عدّ» به معنى شمارش است، بعضى نيز احتمال