تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٨
ضَمَّهُما إِلى صَدْرِهِ، ثُمَّ قالَ: أَنْتُما قُرَّةُ عَيْنِي! وَ ثَمَرَةُ فُؤادِي ما أُبالِي مِنْ بَنِي آدَمَ إِذا أَحَبُّوكُما أَنْ لا يَعْبُدُوا وَثَناً! حَسْبِي مِنْ بَنِي آدَمَ أَنْ يُحِبُّوكُما:
«هنگامى كه نخستين سكه درهم و دينار در جهان زده شد، ابليس نگاهى به آنها افكند وقتى آنها را تماشا كرد، آن دو را گرفت و بر چشمانش گذاشت، سپس برداشت و به سينهاش چسباند! بعد فرياد عاشقانهاى كشيد! دگر بار به سينهاش چسباند، سپس گفت: شما (خطاب به درهم و دينار) نور چشمان منيد و ميوه دل من! اگر انسانها شما را دوست دارند، براى من مهم نيست كه بتپرستى نكنند.
همين كه شما را دوست دارند براى من كافى است» (چرا كه شما برترين بت هستيد). «١»
***
خداوندا! ما را از مستى مال و مقام و دنيا و شهوات حفظ كن!
پروردگارا! ما را از سلطه شيطان و بندگى درهم و دينار رهائى بخش!
بارالها! آتش دوزخ سخت شكننده است و رهائى از آن جز به لطف تو ممكن نيست ما را مشمول لطفت فرما!
آمِيْنَ يا رَبَّ الْعالَمِيْنَ
پايان سوره همزه «٢»