تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٤
هر موجود) پديدهاى است عجيب، كه دليل بر عظمت پروردگار و خالق و مدبر آن است، و توصيف خداوند به اين وصف، داراى مفهوم و محتواى عميقى است.
در بعضى از احاديث نيز آمده: «فلق» چاه، يا زندانى در دوزخ است، و همچون شكافى در دل جهنم خودنمائى مىكند.
اين روايت، ممكن است، اشاره به مصداقى از مصداقهاى آن باشد، نه اين كه مفهوم گسترده «فلق» را محدود كند.
تعبير به «مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ» مفهومش اين نيست كه آفرينش الهى در ذات خود شرّى دارد؛ چرا كه آفرينش، همان ايجاد است، و ايجاد و وجود خير محض است، قرآن مىگويد: الَّذي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ: «همان خدائى كه هر چه را آفريد، نيكو آفريد». «١»
بلكه، شرّ هنگامى پيدا مىشود كه مخلوقات از قوانين آفرينش منحرف شوند و از مسير تعيين شده جدا گردند، فى المثل: نيش و دندان برنده حيوانات، يك حربه دفاعى براى آنها است، كه در برابر دشمنانشان به كار مىبرند، همانند سلاحى كه ما در مقابل دشمن از آن استفاده مىكنيم، اگر اين سلاح به مورد به كار رود، خير است، اما اگر نابه جا و در برابر دوست مصرف گردد، شرّ است.
وانگهى، بسيارى از امور است كه ما در ظاهر آنها را شرّ حساب مىكنيم، در باطن خير است، مانند حوادث و بلاهاى بيدارگر و هشدار دهنده كه انسان را از خواب غفلت بيدار ساخته و متوجه خدا مىكند، اينها مسلماً شرّ نيست.
***
آن گاه، در توضيح و تفسير اين مطلب مىافزايد: «و از شرّ هر موجود