تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٩
تأثير سحر در حق او بود، اين از يكسو.
از سوى ديگر، سابقاً گفتيم: دليلى نداريم كه منظور از «نَفَّاثاتِ فِى الْعُقَدِ» ساحران باشد.
***
٤- شرّ حسودان!
حسد يك خوى زشت شيطانى است كه بر اثر عوامل مختلف مانند: ضعف ايمان، تنگ نظرى و بخل در وجود انسان پيدا مىشود، و به معنى درخواست و آرزوى زوال نعمت از ديگرى است.
حسد، سرچشمه بسيارى از گناهان كبيره است.
حسد، همان گونه كه در روايات وارد شده است، ايمان انسان را مىخورد و از بين مىبرد، همان گونه كه آتش هيزم را!
همان گونه كه امام باقر عليه السلام مىفرمايد: «إِنَّ الْحَسَدَ لَيَأْكُلُ الإِيمَانَ كَما تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَبَ». «١»
در حديث ديگرى، از امام صادق عليه السلام آمده است: آفَةُ الدِّينِ الْحَسَدُ وَ الْعُجْبُ وَ الْفَخْرُ: «آفت دين حسد است و خود بزرگبينى و تفاخر». «٢»
اين به خاطر آن است كه، حسود در واقع معترض به حكمت خدا است كه، چرا به افرادى نعمت بخشيده؟ و مشمول عنايت خود قرار داده است؟ همان گونه كه در آيه ٥٤ «نساء» مىخوانيم: «أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّه مِنْ فَضْلِهِ».
كار حسد ممكن است به جائى رسد كه، حتى براى زوال نعمت از شخص