تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٥
١- اين مرحله با كمال دقت و ظرافت انجام گرفت، و مخصوصاً رسول خدا صلى الله عليه و آله چنان جاده «مكّه» و «مدينه» را قرق كرد، كه خبر اين آمادگى بزرگ به هيچ وجه به مكّيان نرسيد، لذا به هيچگونه آمادگى دست نزدند، و كاملًا غافلگير شدند، و همين امر سبب شد كه در آن سرزمين مقدس، در اين هجوم عظيم و فتح بزرگ، تقريباً هيچ خونى نريزد.
حتى يك نفر از مسلمانان ضعيف الايمان به نام «حاطب بن ابى بلتعه» كه نامهاى براى «قريش» نوشت و با زنى از طائفه «مزينه» به نام «كفود» يا «ساره» مخفيانه به سوى «مكّه» فرستاد، با طريق اعجازآميزى بر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله آشكار شد، و على عليه السلام با بعضى ديگر را به سرعت به سراغ او اعزام فرمود و آنها زن را در يكى از منزلگاههاى ميان «مكّه» و «مدينه» يافتند، نامه را از او گرفته و خودش را به «مدينه» بازگرداندند، كه داستانش در ذيل آيه اول سوره «ممتحنه» مشروحاً بيان شد. «١»
به هر حال، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله جانشينى از خود بر «مدينه» گمارد و روز دهم ماه «رمضان» سال هشتم هجرى به سوى «مكّه» حركت كرد، و پس از ده روز به «مكّه» رسيد.
پيامبر صلى الله عليه و آله در وسط راه «عباس» عمويش را ديد كه از «مكّه» به عنوان مهاجرت به سوى او مىآيد، حضرت به او فرمود: اثاث خود را به «مدينه» بفرست و خودت با ما بيا، و تو آخرين مهاجرى.
***
٢- سرانجام مسلمانان به نزديكى «مكّه» رسيدند، در بيرون شهر در بيابانهاى اطراف، در جائى كه «مرّ الظهران» ناميده مىشد و چند كيلومتر بيشتر