تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨
١١ كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْواها
١٢ إِذِ انْبَعَثَ أَشْقاها
١٣ فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ناقَةَ اللَّهِ وَ سُقْياها
١٤ فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاها
١٥ وَ لا يَخافُ عُقْباها
ترجمه:
١١- قوم «ثمود» بر اثر طغيان، (پيامبرشان را) تكذيب كردند.
١٢- آن گاه كه شقىترين آنها به پاخاست.
١٣- و فرستاده الهى (صالح) به آنان گفت: «ناقه (ماده شتر) خدا را با آبشخورش واگذاريد»!
١٤- ولى آنها او را تكذيب و ناقه را پى كردند (و به هلاكت رساندند)؛ از اين رو پروردگارشان آنها را به خاطر گناهشان در هم كوبيد و با خاك يكسان كرد!
١٥- و او هرگز از فرجام اين كار بيم ندارد!
تفسير:
عاقبت مرگبار طغيانگران
به دنبال هشدارى كه در آيات قبل، درباره عاقبت كار كسانى كه نفس خود را آلوده مىكنند، آمده بود، در اين آيات، به عنوان نمونه، به يكى از مصداقهاى واضح تاريخى اين مطلب پرداخته، و سرنوشت قوم طغيانگر «ثمود» را در