تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦١
تعبير به «اصحاب الفيل» به خاطر همان چند فيلى است كه آنها با خود از «يمن» آورده بودند، تا مخالفان را مرعوب ساخته و شترها و اسبها از مشاهده آن رَم كنند و در ميدانِ جنگ نمانند. «١»
***
آن گاه، مىافزايد: «آيا خداوند نقشه آنها را در ضلالت و تباهى قرار نداد»؟! «أَ لَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ في تَضْليلٍ».
آنها قصد داشتند خانه كعبه را خراب كنند، به اين اميد كه به كليساى «يمن» مركزيت بخشند، و تمام قبائل عرب را متوجه آنجا سازند، اما آنها نه تنها به مقصد خود نرسيدند، بلكه اين ماجرا كه آوازهاش در تمام «جزيره عربستان» پيچيد، بر عظمت «مكّه» و خانه كعبه افزود، و دلهاى مشتاقان را بيش از پيش متوجه آن ساخت و به آن ديار، امنيت بيشترى بخشيد.
منظور از «تضليل» كه همان گمراه ساختن است، اين است كه آنها هرگز به هدف خود نرسيدند.
***
پس از آن، بر شرح اين ماجرا پرداخته، مىفرمايد: «خداوند پرندگانى را گروه گروه بر سر آنها فرستاد» «وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبابِيلَ».
«ابابيل» بر خلاف آنچه در زبانها مشهور است، نام آن پرنده نبود، بلكه معنى وصفى دارد.
بعضى آن را به معنى «جماعات متفرقه» دانستهاند، به اين معنى كه پرندگان مزبور «گروه، گروه» از هر طرف به سوى لشكر «فيل» آمدند.
اين كلمه، معنى جمعى دارد، كه بعضى مفرد آن را «ابابله» به معنى گروهى از