تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٣
در ضمن، شايد به اين مطلب نيز نظر دارد كه، وقتى خداوند توبه شما را مىپذيرد، شما نيز حتى المقدور توبه تقصيركاران را پس از پيروزى بپذيريد و مادام كه تصميم خلاف يا آثار توطئهاى از آنان ظاهر نباشد، آنها را از خود مرانيد، و لذا چنان كه خواهيم ديد، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در همين ماجراى «فتح مكّه» چهره رأفت و رحمت اسلامى را در مقابل دشمنان كينهتوز شكستخورده، به عالىترين وجهى نشان داد.
تنها پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نبود كه به هنگام پيروزى نهائى بر دشمن به فكر تسبيح، حمد و استغفار بود، بلكه در تاريخ ساير انبياء نيز اين مطلب به خوبى نمايان است.
مثلًا حضرت «يوسف» عليه السلام هنگامى كه بر اريكه حكومت «مصر» نشست، و پدر و مادر و برادران بعد از يك فراق طولانى به ديدار او نائل شدند، عرض كرد:
رَبِّ قَدْ آتَيْتَني مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَني مِنْ تَأْويلِ الأَحاديثِ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الآْخِرَةِ تَوَفَّني مُسْلِماً وَ أَلْحِقْني بِالصَّالِحينَ:
«پروردگارا! بخش عظيمى از حكومت را به من بخشيدهاى، و مرا از علم تعبير خوابها آگاه ساختهاى، توئى آفريننده آسمانها و زمين و توئى سرپرست من در دنيا و آخرت، مرا مسلمان بميران و به صالحان ملحق فرما». «١»
و پيامبر خدا «سليمان» عليه السلام هنگامى كه تخت ملكه «سبا» را در برابر خود حاضر ديد، گفت: هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَني أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُر: «اين از فضل پروردگار من است، تا مرا بيازمايد، آيا شكر او را به جا مىآورم يا كفران مىكنم»؟. «٢»
***