تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٤
انجام داد.
***
پس از آن، به ذكر موهبت ديگرى از مواهب عظيم خود به پيامبر صلى الله عليه و آله پرداخته، مىافزايد: «آيا ما بار سنگين را از تو برنداشتيم»!؟ «وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ».
***
«همان بارى كه سخت بر پشت تو سنگينى مىكرد» «الَّذي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ».
«وِزْر» در لغت به معنى سنگينى است، واژه «وزير» نيز از همين معنى مشتق شده است، چون بارهاى سنگين حكومت را بر دوش مىكشد، و گناهان را نيز به همين جهت «وزر» گويند؛ چرا كه بار سنگينى است بر دوش گنهكار.
«أَنْقَضَ» از ماده «نقض» به معنى گشودن گره طناب، يا جدا كردن قسمتهاى به هم فشرده ساختمان است، و «انتقاض» به صدائى گفته مىشود كه به هنگام جدا شدن قطعات ساختمان از يكديگر به گوش مىرسد، و يا صداى مهرههاى كمر به هنگامى كه زير بار سنگينى قرار مىگيرد.
اين كلمه در مورد شكستن پيمانها و قراردادها نيز به كار مىرود و مىگويند: فلان كس نقض عهد كرد.
به اين ترتيب، آيه فوق مىگويد: خداوند آن بار سنگين و كمرشكن را از تو برداشت.
اين كدام بار بود كه خداوند از دوش پيامبرش برداشت؟ قرائن آيات به خوبى نشان مىدهد: منظور همان مشكلات رسالت و نبوت، و دعوت به سوى توحيد و يكتاپرستى، و برچيدن آثار فساد از آن محيط بسيار آلوده بوده است، نه تنها پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله، كه همه پيغمبران در آغاز دعوت با چنين مشكلات