تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٢
قسمت از مهمترين فروع آن اشاره مىكنيم:
١- توحيد خالقيت
همان گونه كه قرآن مىگويد: قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ: «بگو خداوند آفريدگار همه چيز است». «١»
دليل آن هم روشن است وقتى با دلائل گذشته ثابت شد واجب الوجود يكى است، و همه چيز غير از او ممكن الوجود است، بنابراين خالق همه موجودات نيز يكى خواهد بود.
٢- توحيد ربوبيت
يعنى مدبر، مدير، مربى و نظامبخش عالم هستى تنها خدا است، چنان كه قرآن مىگويد: قُلْ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَبْغي رَبّاً وَ هُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْء: «آيا غير خدا را پروردگار خود بطلبم در حالى كه او پروردگار همه چيز است»؟!. «٢»
دليل آن نيز وحدت واجب الوجود و توحيد خالق در عالم هستى است.
٣- توحيد در قانونگذارى و تشريع
چنان كه قرآن مىگويد: وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّه فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُون: «هر كس كه به آنچه خدا نازل كرده است حكم نكند كافر است». «٣»
زيرا وقتى ثابت كرديم مدير و مدبر او است، مسلماً غير او صلاحيت قانونگذارى نخواهد داشت، چون غير او در تدبير جهان سهمى ندارد، تا قوانينى هماهنگ با نظام تكوين وضع كند.
٤- توحيد در مالكيت
خواه «مالكيت حقيقى» يعنى سلطه تكوينى بر چيزى باشد، يا «مالكيت