تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٩
گروه را بيان كند: گروه بى ايمان بخيل، و گروه مؤمنان سخاوتمند و بسيار با تقوا.
از اين دو گروه، فقط دسته اول وارد جهنم مىشوند و دسته دوم وارد بهشت، و به اين ترتيب، اصلًا از گروه سوم يعنى مؤمنان گنهكار سخنى به ميان نيامده است.
به تعبير ديگر، «حصر» در اينجا «حصر اضافى» است، گوئى بهشت فقط براى گروه دوم و جهنم تنها براى گروه اول آفريده شده است، با اين بيان، پاسخ اشكال ديگرى كه در ارتباط با «تضاد» آيات مورد بحث، و آيات آينده كه نجات را مخصوص «أتقى» مىكند نيز، روشن مىشود.
***
سپس، سخن از گروهى مىگويد كه از اين آتش شعلهور سوزان بركنارند، مىفرمايد: «به زودى باتقواترين مردم از اين آتش سوزان دور داشته مىشود» «وَ سَيُجَنَّبُهَا الأَتْقَى».
***
«همان كسى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مىكند، و منظورش جلب رضاى خدا، و تزكيه نفس و پاكى اموال مىباشد» «الَّذي يُؤْتي مالَهُ يَتَزَكَّى».
تعبير به «يَتَزَكّى» در حقيقت، اشاره به قصد قربت و نيت خالص است، خواه اين جمله به معنى كسب نمو معنوى و روحانى باشد، يا به دست آوردن پاكى اموال؛ چرا كه «تزكيه» هم به معنى «نموّ دادن» آمده و هم «پاك كردن»، در آيه ١٠٣ «توبه» نيز مىخوانيم: خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُم:
«از اموال آنها زكاتى بگير، تا به وسيله آن، آنها را پاك سازى و پرورش دهى و (هنگام گرفتن زكات) به آنها دعا كن كه دعاى تو، مايه آرامش آنها است».