تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٨
و به آن پشت نمود» «الَّذي كَذَّبَ وَ تَوَلّى».
بنابراين، معيار خوشبختى و بدبختى، همان كفر و ايمان است با پيامدهاى عملى كه اين دو دارند، و به راستى، كسى كه آن همه نشانههاى هدايت و امكانات براى ايمان و تقوا را ناديده بگيرد، مصداق روشن «اشقى» و بدبختترين مردم است.
در جمله «الَّذي كَذَّبَ وَ تَوَلَّى» ممكن است «تكذيب» اشاره به «كفر» و «تولّى» اشاره به «ترك اعمال صالح» بوده باشد؛ چرا كه لازمه كفر همين است.
و نيز ممكن است هر دو اشاره به ترك ايمان باشد، به اين ترتيب كه: اول پيامبر خدا را تكذيب مىكند، و بعد، پشت كرده، براى هميشه از او دور مىشود.
بسيارى از مفسران در اينجا اشكالى را مطرح كرده، و به پاسخ آن پرداختهاند، و آن اين كه:
آيات فوق، نشان مىدهد: آتش دوزخ مخصوص كفار است، و اين مخالف چيزى است كه از آيات ديگر قرآن و مجموعه روايات اسلامى استفاده مىشود، كه مؤمنان گنهكار نيز سهمى از آتش دوزخ دارند، و لذا بعضى از گروههاى منحرف كه معتقدند: با وجود ايمان هيچ گناهى ضرر نمىزند، به اين آيات براى مقصود خود استدلال كردهاند (اين گروه «مرجئه» نام دارند).
در پاسخ به دو نكته بايد توجه كرد:
نخست اين كه: منظور از ورود در آتش در اينجا، همان «خلود» است و «خلود» مخصوص كفار مىباشد، قرينه اين سخن، آياتى است كه نشان مىدهد غير كفار نيز وارد دوزخ مىشوند.
ديگر اين كه: آيات فوق و آيات بعد كه مىگويد: بركنارى از آتش دوزخ مخصوص «أتقى» (باتقواترين مردم) است، در مجموع مىخواهد فقط حال دو