تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٧
مطابق اين تفسير، «هدايت» در اينجا به معنى «ارائه طريق» است، اين احتمال نيز دارد كه: هدف از اين دو آيه، تشويق مؤمنان سخاوتمند و تأكيد بر اين مطلب باشد، كه ما آنها را مشمول هدايت بيشتر خواهيم ساخت، و در اين جهان و جهان ديگر راه را بر آنها آسان مىكنيم، و چون دنيا و آخرت از آن ما است، بر انجام اين امر قادريم.
درست است كه «دنيا» از نظر زمان بر «آخرت» مقدم است، ولى از نظر اهميت و هدف نهائى مقصود اصلى «آخرت» است، و به همين دليل مقدم داشته شده است.
***
و از آنجا كه يكى از شعب هدايت، هشدار و انذار است، در آيه بعد مىافزايد: «حال كه چنين است من شما را از آتشى كه زبانه مىكشد بيم مىدهم»! «فَأَنْذَرْتُكُمْ ناراً تَلَظَّى».
«تَلَظّى» از ماده «لظى» (بر وزن قضا) به معنى شعله خالص است، و مىدانيم: شعلههاى خالص و خالى از هر گونه دود، گرما و حرارت بيشترى دارد، و گاه واژه «لظى» به خود جهنم نيز اطلاق شده است. «١»
***
سپس، به گروهى كه وارد اين آتش بر افروخته و سوزان مىشوند، اشاره كرده، مىفرمايد: «كسى جز بدبختترين مردم وارد آن نمىشود» «لا يَصْلاها إِلَّا الأَشْقَى».
***
و در توصيف «اشقى» مىفرمايد: «همان كسى كه آيات خدا را تكذيب كرد