تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٧
خصومت شخصى نداشتند، بلكه هر دو مىخواستند نور حق را خاموش كنند، و معجزه و آيتى از آيات الهى را از ميان بردارند، و همان گونه كه بعد از ماجراى ناقه صالح، عذاب الهى آن قوم طاغى و سركش را فرو گرفت، مسلمين نيز بعد از شهادت مظلومانه اميرمؤمنان على عليه السلام در زير سلطه حكومت جبار و بيدادگر بنى اميه، شاهد دردناكترين عذابها شدند.
قابل توجه اين كه: «حاكم حسكانى» در «شواهد التنزيل» روايات بسيار فراوانى در اين زمينه نقل كرده، كه از نظر مضمون و محتوا شبيه روايت بالا است. «١»
***
٣- تهذيب نفس وظيفه بزرگ الهى
هر قدر، سوگندهاى قرآن در يك زمينه بيشتر و محكمتر باشد، دليل بر اهميت موضوع است، و مىدانيم: طولانىترين و مؤكدترين سوگندها در اين سوره است، به خصوص اين كه: سوگند به ذات پاك خداوند سه بار در آن تكرار شده، و سرانجام، روى اين مسأله تكيه شده است كه: فلاح و رستگارى در «تزكيه نفس» است، و محروميت و شكست و بدبختى، در ترك تزكيه است.
در واقع، مهمترين مسأله زندگى انسان نيز همين مسأله است، و در حقيقت، قرآن با تعبير فوق اين مطلب را بازگو مىكند، كه رستگارى انسان، نه در گرو پندارها و خيالها است، نه در سايه مال و ثروت و مقام، نه وابسته به اعمال اشخاص ديگر (آن گونه كه مسيحيان تصور مىكنند كه: فلاح هر انسانى در گرو فداكارى عيسى مسيح عليه السلام است) و نه مانند اينها.
بلكه، در گرو پاكسازى و تعالى روح و جان، در پرتو ايمان و عمل صالح است.