تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٦
هم كوبيد، و همگى در خانههايشان بر زمين افتادند و مردند «وَ أَخَذَ الَّذينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا في دِيارِهِمْ جاثِمينَ». «١»
آن چنان نابود گشتند و سرزمينشان خاموش شد كه گوئى هرگز كسى ساكن آن ديار نبود، ولى خداوند صالح و ياران مؤمنش را از اين مهلكه نجات داد. «٢»
شرح بيشتر درباره سرگذشت قوم ثمود را در جلد ٩ تفسير «نمونه» صفحه ١٥٣ به بعد- ذيل آيات ٦٢ تا ٦٨- مطالعه فرمائيد.
***
٢- «اشقى الاولين» و «اشقى الآخرين»
جمعى از بزرگان شيعه و اهل سنت، از جمله «ثعلبى»، «واحدى»، «ابن مردويه»، «خطيب بغدادى»، «طبرى»، «موصلى»، «احمد حنبل» و غير آنها به اسناد خود از «عمار ياسر»، «جابر بن سمره» و «عثمان بن صهيب» از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله چنين نقل كردهاند كه: به على عليه السلام فرمود: يا عَلِيُّ! أَشْقَى الأَوَّلِينَ عاقِرُ النَّاقَةِ، وَ أَشْقَى الآْخِرِينَ قاتِلُكَ، وَ فِي رِوايَةٍ مَنْ يَخْضِبُ هذِهِ مِنْ هذَا:
«اى على! شقىترين پيشينيان همان كسى بود كه ناقه صالح را كشت، و شقىترين فرد از آخرين قاتل تو است».
و در روايتى آمده است: «كسى است كه اين را با آن رنگين كند» (اشاره به اين كه محاسنت را با خون فرقت خضاب مىكند). «٣»
در حقيقت، شباهتى ميان «قدار بن سالف» پى كننده ناقه صالح و قاتل اميرمؤمنان «عبدالرحمن بن ملجم مرادى» وجود داشت. هيچ يك از اين دو