تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٠
به گفته مفسران و مورخان، نام اين شخص «قدار بن سالف» بود.
در بعضى از روايات آمده است: پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود: مَنْ أَشْقَى الأَوَّلِين؟: «سنگدلترين افراد اقوام نخستين كه بود»؟
على عليه السلام در پاسخ عرض كرد: عاقِرُ النَّاقَةِ: «آن كسى كه ناقه ثمود را به هلاكت رساند».
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: صَدَقْتَ، فَمَنْ أَشْقَى الآْخِرِيْنَ؟: «راست گفتى، شقىترين افراد اقوام اخير چه كسى است»؟
على عليه السلام مىگويد: «عرض كردم: نمىدانم اى رسول خدا».
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: الَّذِي يَضْرِبُكَ عَلى هذِهِ، وَ أَشَارَ إِلى يافُوخِهِ: «كسى كه شمشير را بر اين نقطه از سر تو وارد مىكند، و پيامبر صلى الله عليه و آله اشاره به قسمت بالاى پيشانى آن حضرت كرد». «١»- «٢»
***
در آيه بعد، به شرح بيشترى در زمينه طغيانگرى قوم ثمود پرداخته، مىافزايد: «رسول خدا به آنها گفت: ناقه خداوند را با آبشخورش واگذاريد، و مزاحم آن نشويد» «فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ناقَةَ اللَّهِ وَ سُقْياها». «٣»
منظور از «رسول اللَّه» در اينجا حضرت صالح عليه السلام پيغمبر قوم ثمود است، و تعبير به «ناقة اللَّه» (شتر ماده متعلق به خداوند) اشاره به اين است كه: اين شتر، يك شتر معمولى نبود، بلكه به عنوان معجزه و سند گوياى صدق دعوى صالح