تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢
او داده كه، «فجور» و «تقوا» را از طريق «عقل» و «فطرت» در مىيابد.
و لذا، بعضى از مفسران گفتهاند: اين آيه در حقيقت اشاره به مسأله «حسن و قبح عقلى» است، كه خداوند توانائى درك آن را به انسانها داده است.
قابل توجه اين كه: خداوند نعمتهاى فراوانى در اختيار بشر گذارده، ولى از ميان تمام اين نعمتها، در اينجا روى مسأله الهام «فجور» و «تقوا» و درك حسن و قبح تكيه كرده؛ چرا كه اين مسأله، سرنوشت سازترين مسائل زندگى بشر است.
***
سرانجام، بعد از تمام اين سوگندهاى مهم و پى در پى، به نتيجه آنها پرداخته، مىفرمايد: «سوگند به اينها كه هر كس نفس خويش را تزكيه كند، رستگار است» «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها».
«زَكّيها» از ماده «تزكية» در اصل- چنان كه «راغب» در «مفردات» آورده- به معنى نمو و رشد دادن است، و «زكات» نيز در اصل به معنى نمو و رشد است، لذا در روايتى از على عليه السلام مىخوانيم: الْمالُ تَنْقُصُهُ النَّفَقَةُ وَ الْعِلْمُ يَزْكُوا عَلَى الإِنْفاقِ: «مال با انفاق نقصان مىيابد، ولى علم با انفاق نمو مىكند». «١»
سپس، اين واژه به معنى تطهير و پاك كردن نيز آمده، شايد به اين مناسبت كه، پاكسازى از آلودگىها سبب رشد و نمو است، و در آيه مورد بحث، هر دو معنى امكان دارد.
آرى، رستگارى از آن كسى است كه نفس خويش را تربيت كند، رشد و نمو دهد، و از آلودگى به خلق و خوى شيطانى و گناه و عصيان و كفر پاك سازد، و در حقيقت، مسأله اصلى زندگى انسان نيز، همين «تزكيه» است، كه اگر باشد