تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥
ظاهر كرده و سلطه خويش را بر پهنه آسمان تثبيت مىكند، و چون از هر زمان جالبتر و پر شكوهتر است، به آن سوگند ياد شده است.
اين احتمال را نيز دادهاند كه: تعبير فوق، اشاره به تبعيت دائمى ماه از خورشيد، و اكتساب نور از آن منبع باشد، ولى در اين صورت جمله «إِذا تَلاها» قيد توضيحى مىشود.
بعضى احتمالات ديگرى نيز در تفسير آيه دادهاند كه شايان توجه نيست، لذا از ذكر آن خوددارى مىشود.
***
و در چهارمين سوگند، مىافزايد: «و قسم به روز، هنگامى كه صفحه زمين را روشن سازد» «وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها».
«جَلَّاها» از ماده «تجلية» به معنى اظهار و ابراز است.
در اين كه ضمير در «جَلَّاها» به چه چيز باز مىگردد؟ در ميان مفسران گفتگو است، بسيارى آن را به «زمين» يا «دنيا» بر مىگردانند (چنان كه در بالا گفتيم) درست است كه در آيات گذشته سخنى از «زمين» در ميان نبوده، ولى از قرينه مقام روشن مىشود.
بعضى نيز معتقدند: ضمير به «خورشيد» بر مىگردد، يعنى قسم به «روز» هنگامى كه «خورشيد» را ظاهر مىكند، درست است كه در حقيقت، خورشيد روز را ظاهر مىكند، ولى به طور مجازى مىتوان گفت: روز، خورشيد را آشكار كرد، اما تفسير اول مناسبتر به نظر مىرسد.
به هر حال، سوگند به اين پديده مهم آسمانى، به خاطر تأثير فوق العاده آن در زندگى بشر، و تمام موجودات زنده است؛ چرا كه روز، رمز حركت و جنبش و حيات است و تمام تلاشها و كششها و كوششهاى زندگى معمولًا در