تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٩
جاذبه» اتفاق افتاد).
اين وحدت نظام هستى، و قوانين حاكم بر آن، و انسجام و يكپارچگى در ميان اجزاى آن، نشان مىدهد كه خالق آن يكتا و يگانه است.
٣- برهان تمانع، (دليل علمى فلسفى) دليل ديگرى كه براى اثبات يگانگى ذات خداوند ذكر كردهاند و قرآن در آيه ٢٢ سوره «انبياء» الهامبخش آن است، برهان تمانع است، مىفرمايد: لَوْ كانَ فيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّه لَفَسَدَتا فَسُبْحانَ اللَّه رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُون:
«اگر در زمين و آسمان خدايانى جز خداوند يگانه بود، زمين و آسمان به فساد كشيده مىشد، و نظام جهان به هم مىخورد، پس منزه است خداوندى كه پروردگار عرش است، از آنچه آنها توصيف مىكنند»! «١»
٤- دعوت عمومى انبياء به خداوند يگانه، اين دليل ديگرى براى اثبات توحيد است، چرا كه اگر دو واجب الوجود در عالم بود، هر دو بايد منبع فيض باشند؛ زيرا يك وجود بى نهايت كامل، ممكن نيست در نور افشانى بخل ورزد؛ چرا كه عدم فيض براى وجود كامل، نقص است، و حكيم بودن او ايجاب مىكند: همگان را مشمول فيض خود قرار دهد.
اين فيض دو شاخه دارد: فيض تكوينى (در عالم خلقت)، و فيض تشريعى (در عالم هدايت) بنابراين، اگر خدايان متعددى وجود داشت، بايد فرستادگانى از نزد همه آنها بيايند، و فيض تشريعى آنها را به همگان برسانند.
حضرت على عليه السلام در وصيت نامهاش براى فرزند گراميش امام مجتبى عليه السلام مىفرمايد: وَ اعْلَمْ يا بُنَيَّ أَنَّهُ لَوْ كَانَ لِرَبِّكَ شَرِيكٌ لَا تَتْكَ رُسُلُهُ وَ لَرَأَيْتَ آثارَ مُلْكِهِ وَ سُلْطانِهِ، وَ لَعَرَفْتَ أَفْعالَهُ وَ صِفاتِهِ، وَ لَكِنَّهُ إِلهٌ واحِدٌ كَما وَصَفَ نَفْسَه: