تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٧
كمال رسانده، مىفرمايد: «و براى او هرگز احدى شبيه و مانند نبوده است» «وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ». «١»
«كُفو» در اصل، به معنى همطراز در مقام و منزلت و قدر است، و سپس به هر گونه شبيه و مانند اطلاق مىشده است.
مطابق اين آيه، تمام عوارض مخلوق، و صفات موجودات، و هر گونه نقص و محدوديت، از ذات پاك او منتفى است، اين همان توحيد ذاتى و صفاتى است، در مقابل توحيد عددى و نوعى كه در آغاز تفسير اين سوره به آن اشاره شد.
بنابراين، او نه شبيهى در ذات دارد، نه مانندى در صفات، و نه مثلى در افعال، و از هر نظر، بى نظير و بى مانند است.
اميرمؤمنان على عليه السلام در يكى از خطبههاى «نهج البلاغه» مىفرمايد: «لَمْ يَلِدْ» فَيَكُونَ مَوْلُوداً، وَ «لَمْ يُولَدْ» فَيَصِيرَ مَحْدُوداً ... وَ لا «كُفوءَ» لَهُ فَيُكافِئَهُ، وَ لا نَظِيرَ لَهُ فَيُساوِيَهِ: «او كسى را نزاد كه خود نيز مولود باشد، و از كسى زاده نشد تا محدود گردد، ... مانندى ندارد تا با او همتا گردد، و شبيهى براى او تصور نمىشود تا با او مساوى باشد». «٢»
و اين تفسير جالبى است كه عالىترين دقايق توحيد را بازگو مىكند (سَلامُ اللَّهِ عَلَيْكَ يا أَمِيْرَ الْمُؤْمِنِينَ).
***
نكتهها:
١- دلائل توحيد
توحيد، يعنى يگانگى ذات خداوند و عدم وجود هر گونه همتا و شبيه براى