تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٩
ممكن است دو يا چند نفر آمده باشند. «١»
ولى، اين تفاوت با موارد استعمال آن در قرآن مجيد و احاديث چندان سازگار نيست.
بعضى نيز معتقدند: «احد» اشاره به بساطت ذات خداوند در مقابل اجزاء تركيبيه خارجيه يا عقليه (جنس و فصل، و ماهيت و وجود) است، در حالى كه «واحد» اشاره به يگانگى ذات او در برابر كثرات خارجيه مىباشد.
در حديثى، از امام محمّد باقر عليه السلام مىخوانيم: «أحد» فردى است يگانه و «احد» و «واحد» يك مفهوم دارد، و آن ذات منفردى است كه نظير و شبيهى براى او نيست، و «توحيد» اقرار به يگانگى و وحدت و انفراد او است».
در ذيل همين حديث مىخوانيم: «واحد» از عدد نيست، بلكه واحد پايه اعداد است، عدد از دو شروع مىشود، بنابراين، معنى «اللَّه احد» اين است:
معبودى كه انسانها از ادراك ذات او عاجزند، و از احاطه به كيفيتش ناتوان، او در الهيت، فرد است و از صفات مخلوقات برتر». «٢»
در قرآن مجيد نيز، «واحد» و «احد» هر دو به ذات پاك خداوند اطلاق شده است.
جالب اين كه: در «توحيد صدوق» آمده است: مرد اعرابى در روز جنگ «جمل» برخاسته، عرض كرد: اى اميرمؤمنان! آيا مىگوئى خداوند واحد است؟
واحد به چه معنى؟
ناگهان مردم از هر طرف به او حمله كردند، و گفتند: اى اعرابى! اين چه سؤالى است؟ مگر نمىبينى فكر اميرمؤمنان تا چه حدّ مشغول مسأله جنگ است؟ هر سخن جائى و هر نكته مقامى دارد؟!