تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٢
تقوا) در محضر پروردگار حاضر شود».
مسلماً، منظور از آيه «سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ» آتش دوزخ است، ولى بعضى احتمال دادهاند: آتش دنيا را نيز شامل مىشود.
در روايات آمده است: بعد از جنگ بدر و شكست سختى كه نصيب مشركان «قريش» شد، «ابولهب» كه شخصاً در ميدان جنگ شركت نكرده بود، پس از بازگشت «ابوسفيان» ماجرا را از او پرسيد.
«ابوسفيان» چگونگى شكست و درهم كوبيده شدن لشكر «قريش» را براى او شرح داد، و افزود: به خدا سوگند ما در اين جنگ سوارانى را ديديم در ميان آسمان و زمين كه به يارى محمّد آمده بودند!
در اينجا «ابو رافع» يكى از غلامان «عباس» مىگويد: من در آنجا نشسته بودم، دستم را بلند كردم و گفتم: آنها فرشتگان آسمان بودند.
«ابولهب» سخت برآشفت و سيلى محكمى بر صورت من زد، و مرا بلند كرده، بر زمين كوبيد، و از سوز دل خود پيوسته مرا كتك مىزد، همسر عباس «ام الفضل» حاضر بود، چوبى برداشت و محكم بر سر «ابولهب» كوبيد، و گفت:
اين مرد ضعيف را تنها گير آوردهاى!
سر «ابولهب» شكست و خون جارى شد، و بعد از هفت روز بدنش عفونت كرد و دانههائى همچون «طاعون» بر پوست تنش ظاهر شد، و با همان بيمارى از دنيا رفت.
عفونت بدن او به حدّى بود كه جمعيت جرأت نمىكردند نزديك او شوند، او را به بيرون «مكّه» بردند، و از دور آب بر او ريختند، و سپس سنگ بر او پرتاب كردند، تا بدنش زير سنگ و خاك پنهان شد!. «١»