تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤١
كعبه ايستاده بود فرمود: لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ، أَنْجَزَ وَعْدَهُ، وَ نَصَرَ عَبْدَهُ، وَ هَزَمَ الأَحْزابَ وَحْدَهُ، أَلا انَّ كُلَّ مالٍ أَوْ مَأْثَرَةٍ أَوْ دَمٍ تُدْعى فَهُوَ تَحْتَ قَدَمَىّ هاتَيْنِ! ...:
«معبودى جز خدا نيست، يگانه است، يگانه، سرانجام به وعده خود وفا كرد، بندهاش را يارى نمود، و خودش به تنهائى تمام احزاب را درهم شكست.
اى مردم! بدانيد هر مالى، هر امتيازى، هر خونى مربوط به گذشته و زمان جاهليت است، همه در زير پاهاى من قرار گرفته» (يعنى ديگر گفتگوئى از خونهائى كه در زمان جاهليت ريخته شد، يا اموالى كه به غارت رفت، نكنيد، و همه امتيازات عصر جاهليت نيز باطل شده است، و به اين ترتيب تمام پروندههاى گذشته بسته شد).
اين يك طرح بسيار مهم و عجيب بود كه به ضميمه فرمان عفو عمومى، مردم «حجاز» را از گذشته تاريك و پرماجراى خود بريد، و در پرتو اسلام زندگى نوينى به آنها بخشيد، كه از كشمكشها و جنجالهاى مربوط به گذشته، كاملًا خالى بود.
و اين كار، فوق العاده، به پيشرفت اسلام كمك كرد و سرمشقى است براى امروز و فرداى ما.
***