تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٢
دلها به گلوگاه رسيده بود و گمانهاى (نامناسبى) درباره خدا داشتيد». «١»
اكنون كه پيروزى فرا رسيده، مىفهمند: همه آن گمانها و بىتابىها غلط بوده، و بايد در مقام «استغفار» برآيند.
ثانياً- انسان هر قدر حمد و ثناى الهى كند، باز حق شكر او را ادا نخواهد كرد، و لذا در پايان اين حمد و ثنا بايد از تقصير خويش «روى به درگاه خدا آورد» و استغفار كند.
ثالثاً- معمولًا بعد از پيروزىها، وسوسههاى شيطان شروع مىشود، و حالت «غرور» از يكسو، و تندروى و انتقامجوئى از سوى ديگر، به وجود مىآيد، در اينجا بايد به ياد خدا بود، و پيوسته استغفار كرد، تا هيچ يك از اين حالات پيدا نشود، يا اگر پيدا شده بر طرف گردد.
رابعاً- همان گونه كه در آغاز سوره گفتيم، اعلام اين پيروزى تقريباً به معنى اعلام پايان مأموريت پيامبر صلى الله عليه و آله و اتمام عمر آن حضرت و شتافتن به لقاى محبوب بود، و اين حالت، مناسبِ «تسبيح»، «حمد» و «استغفار» است، و لذا در روايات وارد شده است كه، بعد از نزول اين سوره، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله اين جمله را بسيار تكرار مىفرمود:
سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَ بِحَمْدِكَ، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ: «خداوندا! منزهى، و تو را حمد و ستايش مىكنم، خداوندا! مرا ببخش كه تو بسيار توبهپذير و مهربانى». «٢»
***
٦- جمله «انَّهُ كانَ تَوَّابا» بيان علت است براى مسأله استغفار، يعنى:
«استغفار و توبه كن، چرا كه خداوند بسيار توبهپذير است».