تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٠
است بزرگ، مرحله چهارم، يعنى: مرحله شكر و حمد و ستايش خدا فرا مىرسد.
و از سوى ديگر، نصرت الهى و پيروزى، همه، براى اين است كه هدف نهائى يعنى ورود مردم در دين خدا و هدايت همگانى صورت گيرد.
***
٣- «فتح» در اينجا به صورت مطلق گفته شده، و با قرائنى كه قبلًا اشاره كرديم، بدون شك منظور از آن «فتح مكّه» است، كه چنين بازتاب گستردهاى داشت، و به راستى «فتح مكّه»، فصل نوينى در تاريخ اسلام گشود؛ چرا كه مركز اصلى شرك متلاشى شد، بتها از ميان رفت، اميد بتپرستان به يأس و نوميدى مبدل گشت، و موانعى كه بر سر راه ايمان مردم به اسلام وجود داشت، برچيده شد.
به همين دليل، «فتح مكّه» را بايد مرحله تثبيت اسلام، استقرار آن در «جزيرة العرب»، و سپس در جهان دانست، و لذا بعد از «فتح مكّه» ديگر هيچ مقاومتى از ناحيه مشركان (جز در يك مورد كه آن هم به سرعت سركوب شد) ديده نشد، و مردم از تمام نقاط جزيره، براى پذيرش اسلام خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله مىآمدند.
***
٤- در ذيل آيه، سه دستور مهم به پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله (و طبعاً به همه مؤمنان) مىدهد، كه در حقيقت شكرانهاى براى اين پيروزى بزرگ، و واكنش مناسبى در برابر اين نصرت الهى است، دستور به «تسبيح»، «حمد» و «استغفار».
«تسبيح» به معنى منزه شمردن خداوند از هر گونه عيب و نقص است، و «حمد» براى توصيف او به صفات كماليه است، و «استغفار» در برابر نقصانها و