تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٩
به شكرانه اين نعمت بزرگ و اين پيروزى و نصرت الهى، «پروردگارت را تسبيح و حمد كن، و از او آمرزش بخواه كه او بسيار توبهپذير است» «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً».
***
در اين سه آيه كوتاه و پر محتوا، ريزهكارىهاى فراوانى است، كه دقت در آنها كمك به فهم هدف نهائى سوره مىكند:
١- در آيه اول، «نصرت» اضافه به «خداوند» شده است (نَصْرُ اللَّهِ) تنها در اينجا نيست كه اين اضافه ديده مىشود، در بسيارى از آيات قرآن اين معنى منعكس است، از جمله در آيه ٢١٤ «بقره» مىخوانيم: أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّه قَريبٌ: «بدانيد يارى خدا نزديك است».
و در آيه ١٢٦ «آل عمران» و ١٠ «انفال» آمده است: وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّه: «نصرت جز از ناحيه خدا نيست».
اشاره به اين كه: به هر حال، يارى و پيروزى به اراده حق است.
درست است كه براى غلبه بر دشمن بايد تأمين قوا و تهيه نيرو كرد، ولى يك انسان موحد، نصرت را تنها از ناحيه خدا مىداند و به همين دليل، به هنگام پيروزى مغرور نمىشود، بلكه در مقام شكر و سپاس الهى درمىآيد.
***
٢- در اين سوره، نخست از نصرت الهى، و پس از آن فتح و پيروزى، و بعد نفوذ و گسترش اسلام، و ورودِ مردم، دسته، دسته در دين خدا سخن به ميان آمده، و اين هر سه، علت و معلول يكديگرند، تا نصرت و يارى الهى نباشد، فتح و پيروزى نيست، و تا فتح و پيروزى نرسد و موانع از سر راه برداشته نشود، مردم گروه، گروه مسلمان نمىشوند، و البته به دنبال اين سه مرحله كه هر كدام نعمتى