تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٦
برخاستند.
قرائن نيز نشان مىدهد كه: آنها در جاهليتِ عرب نيز سعى و تلاش در استثمار و استعمار مردم داشتند، و به همين دليل، هنگامى كه اسلام آزادىبخش طلوع كرد و منافع نامشروع آنها به خطر افتاد، با تمام قدرت به مبارزه برخاستند، اما قدرت عظيم اسلام، سرانجام آنها را درهم كوبيد.
***
در آيه بعد، مىافزايد: «هدف اين بود كه خداوند قريش را در سفرهاى زمستانه و تابستانه الفت بخشد» «إيلافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَ الصَّيْفِ». «١»- «٢»
ممكن است منظور: الفت بخشيدن «قريش» به اين سرزمين مقدس باشد، كه آنها در طول سفر تابستانه و زمستانه خود، عشق و علاقه به اين كانون مقدس را از دل نبرند، و به خاطر امنيتش به سوى آن بازگردند، نكند تحت تأثير مزاياى زندگى سرزمين «يمن» و «شام» واقع شوند و «مكّه» را خالى كنند.
و يا اين كه: منظور ايجاد الفت ميان «قريش» و ساير مردم در طول اين دو سفر بزرگ است، چرا كه بعد از داستان «ابرهه» مردم با ديده ديگرى به آنها مىنگريستند، و براى كاروان «قريش» احترام و اهميت و امنيت قائل بودند.
«قريش» هم نياز به اين امنيت در طول راه داشت، و هم نياز به آن در سرزمين «مكّه»، و خداوند در سايه شكست لشكر «ابرهه»، هر دو امنيت را به آنها بخشيد.