تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٥
لِدابَّةٍ تَكُوُنُ فِى الْبَحْرِ مِنْ أَعْظَمِ دَوَّابِّ يُقالُ لَها الْقُرَيْشُ، لا تَمُرُّ بِشَىْءٍ مِنَ الْغَثِّ وَ السَّمِيْنِ الَّا أَكَلَتْهُ!: «اين به خاطر آن است كه در اصل نام حيوانى از بزرگترين حيوانات دريا است، كه به هيچ حيوان لاغر و چاقى نمىگذرد، مگر اين كه آن را مىبلعد»! «١»
سپس، از اشعار عرب براى سخن خود شاهد مىآورد.
بنابراين، انتخاب اين نام براى قبيله فوق، به خاطر قدرت و قوت اين قبيله، و سوء استفادههايشان از اين قدرت بوده است.
ولى، بعضى آن را از ماده «قَرْش» (بر وزن فرش) به معنى «اكتساب» دانستهاند؛ چرا كه اين قبيله غالباً به تجارت و كسب مشغول بودند.
بعضى نيز، اين ماده را به معنى «بازرسى و تفتيش» مىدانند، و از آنجا كه «قريش» از حال حجاج خبر مىگرفتند، و گاه به كمك آنها مىشتافتند، اين واژه براى آنها انتخاب شده.
«قرش» در لغت به معنى اجتماع نيز آمده است، و چون اين قبيله از اجتماع و انسجام خاصى برخوردار بودند، اين نام براى آنها انتخاب شده.
ولى به هر حال، نام «قريش» امروز هرگز مفهوم جالبى را تداعى نمىكند، و با اين كه آنها قبيله پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله بودند، از سر سختترين دشمنان اسلام محسوب مىشدند، كه از هيچ كارشكنى و عداوت و دشمنى فروگذار نكردند، حتى آن روز كه قدرت آنها با پيروزى اسلام درهم شكست، به توطئههاى پنهانى ادامه دادند، و بعد از رحلت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز، حوادث دردناكى آفريدند، كه تاريخ اسلام هرگز آن را فراموش نخواهد كرد، مىدانيم «بنى اميه» و «بنى عباس» كه بارزترين نمونههاى حكومت جبّار و طاغوتى بودند، از «قريش»