تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧
منظور راه «خير» و راه «شرّ» است. در حديثى، از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه فرمود: يا أَيُّهَا النَّاسُ! هُما نَجْدانِ: نَجْدُ الْخَيْرِ وَ نَجْدُ الشَرِّ، فَما جُعِلَ نَجْدُ الشَرِّ أَحَبُّ الَيْكُمْ مِنْ نَجْدِ الْخَيْرِ:
«اى مردم! دو سرزمين مرتفع وجود دارد: سرزمين خير، و سرزمين شر، و هرگز سرزمين شرّ نزد شما محبوبتر از سرزمين خير قرار داده نشده است». «١»
بدون شك، «تكليف» و مسئوليت، بدون «شناخت و آگاهى» ممكن نيست، و خداوند طبق آيه فوق، اين آگاهى را در اختيار انسانها قرار داده است.
اين آگاهى از سه طريق انجام مىگيرد:
از طريق ادراكات عقلى و استدلال.
از طريق فطرت و وجدان بدون نياز به استدلال.
و از طريق وحى و تعليمات انبيا و اوصياء.
و آنچه را مورد نياز بشر در پيمودن مسير تكامل است، خداوند به يكى از اين سه طريق يا در بسيارى از موارد با هر سه طريق به او تعليم كرده است.
قابل توجه اين كه: در اين حديث تصريح شده كه، پيمودن يكى از اين دو راه بر طبع آدمى آسانتر از ديگرى نيست، و اين در حقيقت تصور عمومى را كه انسان تمايل بيشترى به شرور دارد و پيمودن راه شرّ براى او آسانتر است، نفى مىكند.
و به راستى، اگر تربيتهاى غلط و محيطهاى فاسد نباشد، عشق و علاقه انسان به نيكىها بسيار زياد است، و شايد تعبير به نَجْد: «سرزمين مرتفع» در مورد نيكىها به خاطر همين است؛ زيرا زمينهاى مرتفع، هواى بهتر و جالبترى دارند و در مورد شرور از باب تغليب است.