تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥
ظريفى كه در گوشه چشمان قرار دارد بيرون مىرود، و به بينىها منتقل مىشود، و بينى را نيز مرطوب مىكند.
اگر غدههاى اشك بخشكد، چشم، به خطر مىافتد و حركت پلكها غير ممكن مىشود، و اگر بيش از حدّ فعاليت كند، دائماً اشك بر صورت جارى مىشود، يا اگر راه باريك فاضلاب چشم بسته شود، بايد دائماً دستمالى به دست داشته باشيم، آبهاى زيادى را از صورت خشك كنيم و چه دردسر بزرگى است.
١٢- تركيب اشك (آب چشم)، تركيب پيچيدهاى است، و از بيش از ده عنصر تشكيل مىيابد، كه در مجموع بهترين و مناسبترين مايع براى نگهدارى چشم است.
كوتاه سخن اين كه: عجائب چشم به قدرى زياد است كه، بايد روزها نشست، درباره آن سخن گفت، كتابها نوشت، و با تمام اينها، ماده اصلى آن را كه مىنگريم، تقريباً يك تكه پيه بيشتر نيست!
اميرمؤمنان على عليه السلام در آن سخن پرمايهاش مىفرمايد: اعْجَبُوا لِهذَا الإِنْسانِ يَنْظُرُ بِشَحْمٍ، وَ يَتَكَلَّمُ بِلَحْمٍ، وَ يَسْمَعُ بِعَظْمٍ، وَ يَتَنَفَّسُ مِنْ خَرْمٍ!:
«شگفتا از اين انسان كه با يك قطعه پيه مىبيند، با قطعه گوشتى سخن مىگويد، با استخوانى مىشنود، و از شكافى نفس مىكشد»! (و اين كارهاى بزرگ حياتى را با اين وسائل كوچك انجام مىدهد). «١»
*** ٢- شگفتىهاى زبان
«زبان» نيز به نوبه خود، از اعضاء بسيار شگفتانگيز بدن انسان است، و