تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤
مىشود، نتيجه مكانيسم بسيار پيچيدهاى است كه در چشم قرار دارد، و مىتواند خود را در زمان بسيار كوتاهى با شرائط جديد تطبيق دهد.
عكس اين معنى، به هنگامى كه از تاريكى به روشنائى منتقل مىشويم نيز صادق است، كه در آغاز، چشم ما تحمل نور قوى را ندارد، ولى بعد از چند لحظه خود را با آن تطبيق مىدهد و به اصطلاح عادت مىكند، اين امور هرگز در دستگاههاى فيلمبردارى وجود ندارد.
٨- دستگاههاى فيلمبردارى از فضاى محدودى مىتوانند فيلم تهيه كنند، در حالى كه چشم انسان تمام نيم دايره افق را كه در مقابل او قرار دارد مىبيند، و به تعبير ديگر، ما تقريباً ١٨٠ درجه، دائره اطراف خود را مىبينيم، در حالى كه هيچ دستگاه عكاسى چنين نيست.
٩- از مطالب عجيب و جالب اين كه: دو چشم انسان كه هر كدام دستگاه مستقلى است، چنان تنظيم شده، كه عكسهاى حاصل از آنها درست روى يك نقطه مىافتد، به طورى كه اگر كمى اين تنظيم به هم بخورد، انسان با دو چشمش جسم واحد را دو جسم مىبيند! همان گونه كه در اشخاص «احول» (دو بين) اين معنى مشاهده مىشود.
١٠- نكته جالب ديگر اين كه: تمام صحنههائى كه چشم از آن عكسبردارى مىكند، به طور وارونه روى شبكيه چشم مىافتد، در حالى كه ما هيچ چيز را وارونه نمىبينيم، اين به خاطر عادت كردن چشم، و حفظ نسبت اشياء با يكديگر مىباشد.
١١- سطح چشم بايد دائماً مرطوب باشد، به طورى كه اگر چند ساعتى خشك شود، ضربه شديدى بر آن وارد مىگردد، اين رطوبت دائمى از غدههاى اشك تأمين مىشود، كه از يكسو وارد چشم شده، و از رگهاى بسيار باريك و