تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣
٤- نكته مهم ديگر اينجا است كه: در دوربينهاى عكاسى بايد فيلمها را عوض كنند، و يك حلقه فيلم كه تمام شد، بايد حلقه ديگرى جاى آن بگذارند، اما چشمهاى انسان در تمام طول عمر فيلمبردارى مىكند، بى آن كه چيزى از آن عوض شود، اين، به خاطر آن است كه، در قسمت «شبكيّه چشم» كه تصويرها روى آن منعكس مىشود، دو رقم سلول وجود دارد، سلولهاى «مخروطى» و «استوانهاى» كه داراى ماده بسيار حساسى در برابر نور است، و با كمترين تابش نور تجزيه مىشود و امواجى به وجود مىآورد كه به مغز منتقل، و بعداً اثر آن زائل مىشود، و شبكيّه مجدداً آماده فيلمبردارى جديد خواهد شد.
٥- دوربينهاى عكاسى از موادى بسيار محكم ساخته شده است، ولى دستگاه عكاسى چشم به قدرى ظريف و لطيف است كه، با مختصر چيزى خراش مىيابد و به همين جهت در محفظه محكم استخوانى قرار گرفته، اما در عين ظرافت، از آهن و فولاد بسيار پر دوامتر است.
٦- مسأله «تنظيم نور» براى فيلمبرداران و عكاسان مسأله بسيار مهمى است، و براى اين كه تصويرها روشن باشد گاهى لازم است چندين ساعت مشغول تنظيم نور و مقدمات آن باشند، در حالى كه چشم در هر شرائطى از نور قوى، متوسط و ضعيف، حتى در تاريكى، به شرط آن كه نور بسيار كمى در آنجا باشد، عكسبردارى مىكند، و اين از عجائب چشم است.
٧- گاهى ما از روشنائى به تاريكى مىرويم، و يا لامپهاى برق دفعتاً خاموش مىشود، در آن لحظه، مطلقاً چيزى را نمىبينيم، ولى با گذشتن چند لحظه، چشم ما به طور خودكار وضع خود را با آن نور ضعيف تطبيق مىدهد، به طورى كه وقتى به اطراف خود نگاه مىكنيم، تدريجاً اشياء زيادى را مىبينيم و مىگوئيم: چشم ما با تاريكى عادت كرد، و اين تعبير عادت كه با زبان ساده ادا