تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٢
آرى، تنها يك راه براى جلوگيرى از اين خسران عظيم و زيان قهرى و اجبارى وجود دارد، فقط يك راه كه در آخرين آيه اين سوره به آن اشاره شده است، مىفرمايد: «مگر كسانى كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، و يكديگر را به طرفدارى و انجام حق سفارش كردند، و يكديگر را به صبر و استقامت توصيه نمودند» «إِلَّا الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ».
و به تعبير ديگر، چيزى كه مىتواند جلو اين زيان بزرگ را بگيرد و آن را به منفعت و سودى عظيم مبدل كند، آن است كه در برابر از دست دادن اين سرمايه، سرمايهاى گرانبهاتر و ارزشمندتر به دست آورد، كه نه تنها جاى خالى آن سرمايه پر شود، بلكه دهها و صدها و هزاران بار از آن بيشتر و بهتر باشد.
هر نفسى كه انسان مىزند، يك گام به مرگ نزديكتر مىشود، چنان كه اميرمؤمنان على عليه السلام در آن عبارت نورانيش فرمود: نَفَسُ الْمَرْءِ خُطاهُ إِلى أَجَلِهِ: «نفسهاى انسان گامهاى او به سوى مرگ است». «١»
بنابراين، هر ضربانى كه قلب انسان مىزند، او را يك قدم به پايان عمر نزديكتر مىسازد، و به اين ترتيب، بايد در برابر اين زيان قطعى كارى كرد، كه جاى خالى پر شود.
گروهى، سرمايههاى نفيس عمر و زندگى را از دست مىدهند و در برابر آن مالى مختصر يا بسيار، خانهاى محقر يا كاخى زيبا، فراهم مىسازند.
گروهى، تمام اين سرمايه را براى رسيدن به مقامى از دست مىدهند.
و گروههائى، آن را در مسير عيش و نوش و لذات زودگذر مادى.
مسلماً، هيچ يك از اينها نمىتواند بهاى آن سرمايه عظيم باشد، بهاى آن فقط و فقط رضاى خدا و مقام قرب او است.
يا همان گونه كه اميرمؤمنان على عليه السلام فرموده: إِنَّهُ لَيْسَ لِا نْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ فَلا تَبِيعُوها إِلَّا بِها: «براى وجود شما، بها و قيمتى جز بهشت نيست، مبادا