تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٨
مىشود.
آن گاه، اين واژه به معنى مطلق «زمان» و دوران تاريخ بشر و يا بخشى از زمان، مانند عصر ظهور اسلام و قيام پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله، و امثال آن استعمال شده است، لذا در تفسير اين سوگند، مفسران احتمالات زيادى گفتهاند:
١- بعضى آن را اشاره به همان وقت «عصر» مىدانند، به قرينه اين كه: در برخى ديگر از آيات قرآن به آغاز روز، سوگند ياد شده است مانند: «وَ الضُّحى» «١»
- يا- «وَ الصُّبْحِ إِذا أَسْفَر». «٢»
اين سوگند به خاطر اهميتى است كه اين موقع از روز دارد؛ چرا كه زمان، زمان دگرگونى نظام زندگى و حيات انسانها است، كارهاى روزانه پايان مىگيرد، پرندگان و حيوانات به لانههاى خود بازمىگردند، خورشيد سر در افق مشرق فرو مىكشد، و هوا تدريجاً رو به تاريكى مىرود.
اين دگرگونى، انسان را متوجه قدرت لا يزال الهى- كه بر اين نظام حاكم است- مىسازد، و در حقيقت، نشانهاى از نشانههاى توحيد و آيتى از آيات پروردگار است، كه شايسته سوگند مىباشد.
٢- بعضى ديگر، آن را اشاره به سراسر زمان و تاريخ بشريت دانستهاند، كه مملوّ از درسهاى عبرت، و حوادث تكان دهنده و بيدارگر است، و روى همين جهت، آن چنان عظمتى دارد كه شايسته سوگند الهى است.
٣- بعضى، روى قسمت خاصى از اين زمان، مانند: عصرِ قيامِ پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله يا عصر قيام مهدى عليه السلام كه داراى ويژگى و عظمت خاصى در تاريخ بشر بوده و هست، انگشت گذارده، و سوگند را ناظر به آن مىدانند. «٣»