تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩
«و او را به خير و شرّش آگاه كرديم، و هدايت نموديم» «وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ».
به اين ترتيب، در اين چند جمله كوتاه، به سه نعمت مهم مادى و يك نعمت بزرگ معنوى كه همه از عظيمترين نعمتهاى الهى است اشاره نموده است: نعمت چشمها، و زبان، و لبها، از يكسو.
و نعمت هدايت و معرفت خير و شرّ از سوى ديگر.
(توجه داشته باشيد «نَجْد» در اصل به معنى مكان مرتفع است در مقابل «تهامه» كه به سرزمينهاى پست گفته مىشود، يا به تعبير ديگر «بلند بوم» و «پست بوم» است، و در اينجا كنايه از خير و شرّ و مسير سعادت و شقاوت است). «١»
در اهميت نعمتهاى فوق همين بس كه:
«چشم»، مهمترين وسيله ارتباط انسان با جهان خارج است، شگفتىهاى چشم، به اندازهاى است كه، به راستى انسان را به خضوع در مقابل خالق آن وامىدارد، طبقات هفتگانه چشم كه به نامهاى صلبيه (قرنيه) مشيميه، عنبيه، جلديه، زلاليه، زجاجيه، و شبكيه ناميده شده، هر كدام ساختمان عجيب، ظريف و شگفتانگيزى دارد كه، قوانين فيزيكى و شيميائى مربوط به نور و آئينهها به دقيقترين وجهى در آنها رعايت شده، به طورى كه پيشرفتهترين دوربينهاى دقيق عكاسى در برابر آن، موجود بى ارزشى است، و به راستى، اگر در تمام دنيا جز انسان، و در تمام وجود انسان جز چشم، چيز ديگرى نبود، مطالعه شگفتىهايش براى شناخت علم و قدرت عظيم پروردگار كافى بود.
و اما «زبان»، مهمترين وسيله ارتباط انسان با انسانهاى ديگر و نقل و مبادله