تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٥
٤- روزى كه مردم مانند پروانههاى پراكنده خواهند بود.
٥- و كوهها مانند پشم رنگين حلاجى شده مىگردد!
٦- اما كسى كه (در آن روز) ترازوهاى اعمالش سنگين است.
٧- در يك زندگى خشنود كننده خواهد بود!
٨- و اما كسى كه ترازوهايش سبك است.
٩- پناهگاهش «هاويه» (دوزخ) است!
١٠- و تو چه مىدانى «هاويه» چيست؟!
١١- آتشى است سوزان!
تفسير:
حادثه كوبنده!
در اين آيات كه در وصف قيامت است، نخست مىفرمايد: «آن حادثه كوبنده» ... «الْقارِعَةُ».
***
«چه حادثه كوبندهاى است»!! «مَا الْقارِعَةُ».
***
«و تو چه مىدانى كه حادثه كوبنده چيست»؟ «وَ ما أَدْراكَ مَا الْقارِعَةُ».
«قارعة» از ماده «قرع» (بر وزن فرع) به معنى كوبيدن چيزى بر چيزى است، به گونهاى كه صداى شديدى از آن برخيزد، تازيانه و چكش را نيز به همين مناسبت «مِقْرَعَة» گويند، بلكه به هر حادثه مهم و سخت «قارعة» گفته مىشود، (تاء تانيث در اينجا ممكن است اشاره به تأكيد باشد).
با تعبيراتى كه در آيه دوم و سوم، آمده كه حتى به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىگويد: تو