تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٣
و همين علاقه شديد و افراطى او به مال و ثروت، سبب بخل و ناسپاسى و كفران او مىشود.
البته «خير» معنى وسيعى دارد كه، هر گونه نيكى را شامل مىشود، و مسلماً علاقه به بسيارى از نيكىها همچون علم، دانش، تقوا، بهشت و سعادت، مطلب مذمومى نيست كه قرآن با تعبير فوق از آن نكوهش كند، و لذا مفسران، آن را در اينجا به معنى «مال» تفسير كردهاند، كه هم قرينه مقام و آيه گذشته گواه بر آن است، و هم بعضى آيات ديگر قرآن، مانند آيه ١٨٠ سوره «بقره» كه مىفرمايد:
كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الأَقْرَبين: «بر شما مقرر شده است كه اگر كسى از شما مالى از خود بگذارد، براى پدر و مادر و نزديكان وصيت كند».
مسلماً اطلاق «خير» بر «مال» به خاطر آن است كه: در حدّ ذات خود چيز خوبى است، و مىتواند وسيله انواع خيرات گردد، ولى انسان ناسپاس و بخيل آن را از هدف اصليش بازداشته، و در مسير خودخواهى و خودكامگى به كار مىگيرد.
***
آن گاه به صورت يك استفهام انكارى توأم با تهديد مىفرمايد: «آيا اين انسان ناسپاس و بخيل و دنياپرست نمىداند هنگامى كه تمام آنچه در قبرهاست زنده مىشوند ...»؟ «أَ فَلا يَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِي الْقُبُورِ».
***
«و هنگامى كه آنچه در درون سينهها از كفر، ايمان، اخلاص، ريا، كبر، غرور، تواضع و نيات خير و سوء است آشكار مىگردد» «وَ حُصِّلَ ما فِي الصُّدُورِ».
***